|
در مسند احمد حنبل از حذيفه مروي است كه : چون اصحاب به مدينه آمدند اول در مسجد مي خوابيدند وازآن ممنوع شدند در دور مسجد آن حضرت خانه ها ساختند و درهاي آن خانه ها را در مسجد كردند، تا آمد وشدآسان تر باشد وبه آن حضرت نزديكتر باشند ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:8  توسط جواد جوانبخت
|
رسول خدا فرموده(ص) است : كسي كه بر دوستي آل محمد (ص) بميرد شهيد مرده است ، آگاه باشيد كسي كه بر حب آل محمد (ص)بميرد،آمرزيده مرده است ، بدانيد كسي كه بر حب آل محمد جان بسپارد توبه كار از دنيا رفته است . به هوش باشيد كسي كه بر دوستي آل محمد بميرد مومن و با ايمان كامل جهان را وداع گفته . بدانيد آن كسي كه بر دوستي آل محمد بميرد فرشته قبض روح او را به بهشت بشارت مي دهد و پس از او نكير و منكر بشارتش مي دهند ، آگاه باشيد كسي كه با دوستي آل محمد از جهان رخت بر بندد همچون عروسي كه وارد خانه شوهر مي شود با جلال و شكوه و احترام وارد بهشت ميگردد، بدانيد كسي بر حب آل محمد بميرد از قبرش دو درب به سوي بهشت گشوده مي شود ،آگاه باشيد آن كس كه با محبت و دوستي آل محمد جهان را وداع گويد خداوند قبرش را زيارتگاه فرشتگان قرار مي دهد ، بدانيد هر كس با محبت و دوستي آل محمد جان دهد طبق سنت و روش پيامبر و مسلمانان جان سپرده است و آگاه باشيد كسي كه با بغض آل محمد بميرد روز قيامت در پيشانيش نوشته شده " از رحمت خداوند محروم است " اين حديث را اهل تسنن در كتابهايشان ذكر كرده اند : ثعلبي در تفسير آيه مودت در تفسير كبير از جريربن عبدالله بجلي از پيامبر(ص) آن را نقل كرده و زمخشري در تفسير كشاف ذيل آيه صدور آن را از مطالب مسلم مي داند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 23:29  توسط جواد جوانبخت
|
شیخ طوسی با سند خود از امام محمد باقر،از امام سجاد،از امام حسین (ع)نقل کرده است که فرمود : رسول خدا(ص) وقتی اعمال ومناسک خود را در حجةالوداع را به پایان رسانید،بر مرکب خود سوار شد و چنین سخن آغاز نمود: داخل بهشت نمی شود مگرکسی که مسلمان باشد، ابوذر غفاری که رحمت خدا بر او باد روبروی حضرت ایستاد و پرسید : ای پیامبر خدا (ص) اسلام چیست ؟ حضرت (ص) فرمود : اسلام برهنه است و لباس آن خود نگهداری ،زینت آن حیا ، معیارآن پارسای،کمال آن دیانت ، و میوه اش عمل صالح است ، وهر چیزی اساس و شالوده ای دارد و اساس اسلام محبت ما اهل بیت عصمت (ع) است . نقل از : فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 9:47  توسط جواد جوانبخت
|
ابن عباس گوید: دو برادریهودی از بزرگان یهودی به مدینه آمدند وبه مسلمانان گفتند به ما گفته شده که در سرزمین تهامه پیغمبری پدید آمده و آرمانهای یهودیان را سفاهت میشمارد و از دین ما انتقاد می کند ما میترسیم به دنبال پیشرفت خود ما را ازروش پدران خود بگرداند و ازراه دین بیرون ببرد کدام از شما این پیغمبر هستید تا اگر همانی که حضرت دارد به ما مژده داده به او بگرویم از او پیروی کنیم و اگر تنها مردی است سخن سنج و لفظ باف که شعر میگوید و با نیروی زبان خود به مردم چیره میشود با جان و مال خود نبرد کنیم کدام شما این پیغمبر است؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 8:3  توسط جواد جوانبخت
|
در روز بیستم ماه مبارک رمضان سال چهل هجری که آثار مرگ بر آنحضرت ظاهر شد به امام حسن فرزندش فرمود شیعیانی که بر در خانه اجتماع نموده اند اجازه دهید بیایند و مرا ببینند و وقتی آمدند فرمود سوال کنید از من هر چه می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید و لکن سوالهای سبک و مختصر .از جمله سوال کنندگان صعصعة بن صوحان بود که از رجال بزرگ شیعه کوفه بود و سوال کرد : مرا خبر دهید شما افضل هستید یا آدم حضرت فرمود : قبح است که مرد خود را تعریف و تزکیه بنماید و لکن از باب واما بنعمة ربک فحدث میگویم من از آدم افضل هستم عرض کرد به چه دلیل از آدم افضل هستی حضرت بیاناتی فرمود که خلاصه اش اینست که برای آدم همه قسم وسایل رحمت و راحت و نعمت در بهشت فراهم بود فقط از یک شجره گندم منع گردید و او منتهی نشد و از آن شجره خورد و از بهشت خارج شد .ولی خداوند مرا از خوردن گندم نهی نکرد من به میل و اراده خود چون دنیا را قابل توجه نمیدانستم از گندم نخوردم . نقل از : شبهای پیشاور
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 18:2  توسط جواد جوانبخت
|
حضرت علی (ع) در بهترین زمانها در بهترین مکانها در بهترین حالات در بهترین موتها به شهادت رسید . بهترین مکانها: مسجد بهترین زمانها:ماه مبارک رمضان بهترین شبها :شب قدر بهترین حالات : نماز آنهم سجده بهترین موتها : شهادت شهادت مولای متقیان امیرالمومنین حضرت علی (ع)
بر تمام شیعیانش و دوستدارانش تسلیت باد .
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:26  توسط جواد جوانبخت
|
شنیده شده که بعضی را به خاطر رسیده و به زبان گذارانیده که : در میان این
دو فرقه شیعه و سنی با وجود اتحّاد دین و ملّت ومشارکت در امّت حضرت
رسالت و یگانگی کتاب و شریعت آیا این فتنه ها و فسادها را سبب که بود
و کیست ؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 20:22  توسط جواد جوانبخت
|
ولادت مولود کعبه حضرت علی (ع)
بر عموم مسلمین جهان مبارک باد
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 23:5  توسط جواد جوانبخت
|
جمله آیات که در روز غدیر در شأن حضرت علی (ع) نازل شد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتتممتُ علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً امروز دین شما را کامل نمودم ، ونعمت خود را بر شما تمام کردم ، و دین اسلام
را برای شما دین پسندیده قرار دادم . این آیه کریمه پیرامون نصّ غدیر نازل شده است ،بعد آنکه پیغمبر (ص) ولایت
مولای ما را با کلماتی روشن و صریح اعلام و اظهار فرمودکه در نتیجه نصٌ آشکار و
جلٌی بر این امر را در بر گرفت بطوری که صحابه پیغمبر دانستند و عرب آنرا درک
نمودند و هر کس که این خبر به او رسید بر آن استدلال و احتجاج نمود وبسیاری از
علماء تفسیر و پیشوایان فن حدیث و حافظین آثار از اهل سنت با امامیه بر آن اتفاق
نمودهاند وآن حقیقتی است که معتبر شناخته شده . ونقل در جلد 3 تفسیر رازی - ص 529 از اصحاب آثار ثبت گشته آنرا تأ یید می نماید
. حافظ ، ابو جعفر ، محمدبن جریر طبری در کتاب الولایه حافظ ابن مردویه ، اصفهانی : از ابی هارون عبدی از ابی سعید خدری روایت کرده
که این آیه در روز غدیر خم بررسول خدا نازل گشت ، هنگامی که فرمود : من کنت مولاه فعلی
مولاه و سپس روایت مذبور را از ابی هریره نقل کرده است . و سیوطی در جلد 2 الدٌر المنثوره ص
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:7  توسط جواد جوانبخت
|
فرخنده سالروز ميلاد حضرت فاطمه زهرا(س)و
روز زن بر تمامي شيفتگان آن حضرت مبارك باد
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 22:30  توسط جواد جوانبخت
|
قل لا اسئلکم علیه اجراً الّا المودة فی القربی (شوری / 23) احمد حنبل در مسند خود و ثعلبی در تفسیرش ، در صحیحین و غیرها ذکر نموده اند که ابن عباس رضی الله عنه – گفت که چون آیه نازل شد اصحاب
پرسیدن که یا رسول الله کیستند آن خویشان
تو که حق تعالی دوست داشتن و محبت ایشان
را بر ما واجب گردانیده بود ؟ حضرت در جواب گفت که )) علی و فاطمه و ابناهما)) یعنی علی و فاطمه و دو پسر ایشان . نیز
واجب باشد و معنی ایشان حسب الامر الهی واجب باشد اطاعت و فرمانبرداری ایشان نیز واجب باشد و معنی این آیه با هدایت (( ولله
یعلم )) آنکه یا محمد! بگو به امّت خود که مرا در امر رسالت و تحمل مشقتها و محنتها و عداوتهای قریش و ترک وطن و مرتکب جنگها و حربها شدن و از اجلاف
عرب و نادانی آن قوم ، تعب و آزار کشیدن و تهمت زده سحر و کهانت بودن و نسبت سحر
از شما هیچ امیدواری اجر و عوضی و متوقع نفعی و فایده ای نیستیم ، مگر یک چیز که
آن در برابر تمام امور مذکوره تواند بود و از شما به یک چیز راضیم و گویا علت
تامّه نبوت و بعثت همان است و آن محبت اهل بیت است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:52  توسط جواد جوانبخت
|
خطبه 226 دنیا سرای است که بلاها آن را احاطه کرده و به بی وفای و حیله معروف است
حالاتش یکنواخت نیست . چیزی در این دنیا سالم نمی ماند احوالاتش گوناکون و حالاتش گذران و زندگی در آن
مذموم و امنیت در آن وجود ندارد . اهل آن همواره هدف تیرهای بلا هستند که مرتباً به سوی آنها پرتاب می شود و آنان را نابود می کند. بندگان خدا بدانید شما و ما همه در راهی قرار گرفتیم که پشینیان بودند . همانهای که عمرشان طولانی تر ، سرزمین هایشان آبادتر و آثارشان بیشتر بوده ناگهان صدایشان خاموش ، حرکت های آنان راکد ، اجساد آنها کهنه شد ، سرزمینشان خالی و آثارشان منهدم شد ( آنان باید مورد عبرت شما قرار بگیرند ) . حضرت علی(ع): مگر شما
دگرگونی حالات اهل دنیا را نمی بینید که
شب را به روز و روز را به شب می آورند . یکی مرده و برایش گریه می کنند و دیگری
زنده است و به تسلیت بازماندگان می رود . یکی گرفتار و مریض است و دیگری به عیادت
او می رود و یکی در حال جان دادن است ، عده ای به دنبال مال دنیا تلاش می کنند .
مرگ هم آنان را جستجو می کند، یکی غفلت دارد و در حالی که از او غافل نیستند و
بازماندگان در پی گذشتگان می روند .
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 12:58  توسط جواد جوانبخت
|
ایّام شهادت یگانه دخت نبی را به تمام
شیعیان آن حضرت تسلیت می گویم . لعن الله قاتلیک یا فاطمه
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 8:14  توسط جواد جوانبخت
|
حضرت امیر (ع) اول هاشمی است که از دو هاشمی متولد شده است
خوارزمی نقل نموده است : پیغمبر خدا فرموده که در شب معراج چون به مقام (قاب قوسین) رسیدم به من خطاب فرمودند که: ای محمد علی را از من سلام برسان و بگو : من او را دوست میدارم و هر که او را دوست دارد من او را نیز دوست میدارم و از دوستی که مرا با او هست ،نام او را از نام خود برآوردم منم علی عظیم و اوست علی و منم محمود و تو محمدی و ملائکه نیز آن حضرت را به این نام می خوانند و در حکایت روزاحد خواهد آمد. انشاء الله . دیگر اسمهای او : حیدر، اسد، اسدلله الغالب ،ابوالحسن،ابوالحسین،ابوالریحانتین پدردو ریحانه رسول خدا ،امیرالمومنین (عید غدیر ) - ابو تراب (پدر خاک ) ـ ابومحمد ـ ابوالشهدا ، سیف الله ـ تقسیم کننده بهشت ـ سید عرب ـ صدیق اکبر - فاروق اعظم - باب علم - مولی - وصی الرسول و ........ تا قریب پانصد لقب ذکر شده است .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 22:15  توسط جواد جوانبخت
|
شیعه امامیه را به صحت اعتقاد خود دلائل عقلی و نقلی بسیار است . دلائل عقلی دلائلی است که بر امامت آنحضرت از روی عقل دلالت دارد و دوازده دلیل است : 1 - امام واجب است که معصوم باشد . چناکه گذشت - و غیر آن حضرت از این چند کس هیچ کدام معصوم نبودند. پس آنحضرت امام باشد . 2 - امام باید منصوص باشد . یعنی از جانب رسول خدا ، نص به امامت او باشد به طریق حضرت علی (ع) یعنی عصمت ونص هر دو مخصوص اوست . 3 - امام واجب است که افضل از رعیت باشد . یعنی هرچه رعیت محتاج به آن باشد بداند و گرنه او نیز محتاج به امام دیگر خواهد بود . و غیر حضرت علی (ع) کسی از این چند تن این چنین نبود . همان طور که این چند نفر در امورات محتاج به او بودند . 4 - امام باید که او را کفر در نیافته باشد . و هیچ رسولی نبوده که بعد از وی خلیفه وی کسی باشد که مدتی مشرک بوده چه جای آنکه مدتها در شرک بوده ( این چند نفر ) . و چون از زمان آدم تا حال چنین چیزی واقع نشده پس باز هم حق با علی است . 5 - امامت ریاست عامه است و این ریاست را مستحق نمی توان شد ، مگر به صفت زهد و علم و عبادت و شجاعت و ایمان و سایر صفات حسنه و کسی که جامع صفات بر وجه اکمل باشد نبود الا آن حضرت پس نائب و امام ، او تواند بود نه غیر او . 6 - هیچ رسولی از دنیا نرفت ، مگر یکی از ذریه و قربای او ، خلیفه و قائم مقام او بودند ، چنانچه آدم شیث - که هبت الله لقب داشت -و از شیث تا ادریس (ع) و از او تا به نوح (ع) و نوح را پسر او سام ، و از هر پدری به پسری ،تا ابراهیم و ابراهیم به اسماعیل و اسحاق و ..... پس رسول ما را نیز باید خلیفه از ذریه او باشد و انبیاء هر چه کرده اند به فرموده خدا بوده :(( سنة من ارسلنا قبلک من رسلنا )). 7 - در امامت او اتفاق و اجماع است . در این هفتادو سه مذهب که امت پیغمبر خدا به آن متفرق و منقسم شده اند ، هیچ کس نیست که مدّاح و ثناگوی آن حضرت نباشد ، یا در امامت او شکی و شبهه ای داشته باشد و هیچ یک در خلافت او خلافی نکرده اند ، خلافی که هست در این است که آیا بی فاصله امام است یا با فاصله ؟ پس در امامت او اجماع است امّا در باب امامت دیگران خلاف بسیار است . 8 - آنکه جمیع اهل ملل، بلکه جمیع اهل عالم را اتفاق است در آنکه حضرت امیر را جمیع صفات کمال از : زهد و ورع و تقوی و سخاوت و شجاعت و علم و قرابت رسول و عدالت و عصمت حاصل بود ، همچنین نفاق است در نامعصومی اولی در آنکه چهل وشش سال مشرک بوده ، پس بعد از آن اسلم آورد و در عدالتش خلاف است : به ناحق بر صاحب حق تقدم کرد و فدک را از فاطمه (ع) انتزاع کردو خالد ولید را بر قبیله مالک گماشت و بعد از انکه زنا بر او ثابت شد ، حد بر او اغماض نکرد و در وقت مرگ اقرار بر خلافت حق علی (ع) بود کرد و حق وی را به دیگری دادی ، پس اقتدا نمودن به کسی که جزم و یقین در عدالت و صلاحش باشد ، اولی است از اقتدا به کسی کردن که در عدالتش خلاف باشد . 9 - به اعتقاد خصم خلافت ابو بکر به دلیل عقلی و نقلی نبود و به اختیار امت بود ، و او خود بر سر منبر خود را معزول نمود که گفت : (( اقیلونی فلست بخیرمنکم و علیّ فیکم )) گواهی او را رد نتوان کرد جرا که خلیفه بود ، پس عزل او ثابت شدو علم به هم نرسید که در ثانی الحال او را خلیفه کردند. 10 - به مذهب آنها رسول خدا وصیت نکرد رحلت فرمود و ابوبکر وصیت به عمر کرد و عمر خلافت را به شور انداخت و عثمان کشته شد و هیچ نگفت پس اگر ابوبکر حق کرد عمر و عثمان بر باطل بودند و اگر این دو به حق بودند، ابوبکر بر باطل بود پس چون امت به ایشان اقتدا باید کرد و اقتدا به هر یک از ایشان ضدّ اقتدا کردن به دیگری است و میان هر سه مخالفت ظاهر شد ، پس معلوم شد که هر سه باطل بودند و علی (ع) بر حق . 11 - هر گاه امت محتاج امام معصوم باشند و وجودش موجب صلاح عالمیان باشد سبب فتنه وفساد نباشند و حق تعالی را قدرت بر نصب امام معصوم بوده و مناسب حکمت با لغه و رحمت شامله او - جل شانه - باشد که امامی چنین نصب کند، البته بر حق تعالی و احتیاج خلق و عدم فساد ، خود پر ظاهر است امام وجوب بر حق - جلّ و علا - به جهت آنکه به نزد ثبوت قدرت و احتیاج خلق و نفی فساد و عدم مانع فعل واجب است و چون اجماع و اتفاق است که غیر آن حضرت معصوم نبود ، متعیّن شد نصب او و امامت او (ع) . 12 - چون اختلاف افتاد بین مهاجر و انصار در باب خلافت ، مهاجر حجّت آوردند بر انصار به اینکه : رسول خدا از اولاد قریش بود و باید که امام از اولاد قریش باشد و انصار را این قرابت نبود ، لیکن قرابتی که ابوبکر را بود عمروعاص و خالد ولید و اکثر قریش را نیز بود، هیچ یک به جهت بعد قرابت و انتفاء عصمت و ارتفاع نصّ،لایق این کار نبودند و اقدام به این امر نتوانستند نمودوارث حقیقی وخویش تحقیقی مرتضی علی وحسنین (ع) بودند و رسول خدا فرموده بود که خدای تعالی اختیار کرد از ذریّت ابراهیم، اسماعیل را و از ذریّت اسماعیل،قریش را و از ذریّت قریش،هاشم را شاید که برگزیده موخّر و داخل در رعیّت باشد و مردود خدا مقدّم و راعی و سزاوار امامت باشد که اختیار کرده خالد ولید فاجر و عمر عاص منافق وابوسفیان ملعون را ترجیح دهند بر اختیار کرده حق تعالی و چون این ثابت شد ،امامت و خلافت امیر الموئمنین (ع) ثابت شد .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 22:8  توسط جواد جوانبخت
|
همانا آنچه مدعی میشوند به عنوان خلافت در صدر اسلام و بعد از همان خلافت رسولله و عنوان امیرالمومنینی است که این عنوان مختص حضرت امیر (ع ) میباشد ،طبق نصح صریح حضرت رسول (ص) در واقعه غدیر خم که فرمودند : با این عنوان بر حضرت سلام کنند .
و من در حیرتم این امتی که آن واقعه را دیدند و شنیدند و همچنین سبقت آن حضرت در دین و جهاد و حمایت او از اسلام در صحنه های بدر و خیبر و حنین را درک کردند و ضربت آن حضرت را در خندق دیدند که حضرت رسول (ص) فرمودند : ضربت علی (ع) در روز خندق از عبادت جن و انس افضل است . و جایگاه آن حضرت را در نزد رسول اکرم (ص) می دانستند و روایات مختلف را بلاواسطه از حضرت رسول (ص) در شان و جایگاه و افضلیت آنحضرت می شنیدند چطور آ حضرت را واگذار کردند و دیگری را برگزیدند. آیا این گمراهی نیست ؟ به خدا چنین است . به گفتار خودشان که حاضر نشدند نبوت و امامت در یک خاندان جمع شود . همانا خلافت حق حضرت امیر (ع) بود به فرمان خداوند و نصح صریح حضرت رسول (ص) . حضرت فاطمه (س) در راه دفاع از همین حق بود که به شهادت رسید و حضرت امیر (ع ) برای احقاق همین حق الهی بود که حاضر به بیعت نشد و به گفتار خودش خار در چشم و استخوان در گلو شاهد غصب خلافت و به گمراهی رفتن امت بود و اگر این خیانت در صدر اسلام توسط آن جماعت انجام نمی شد و حق از جایگاهش خارج نمی گشت این همه مذاهب و گمراهی ها درامت اسلام بوجود نمی آمد . همانا اگر ما در مذهب خود بر حقیم و مذاهب دیگر بر خطا پس باعث آن خطا کسانی هستند که در سقیفه حق را از جایگاه اصلی خود خارج کردند. سلام خدا بر آنان که بر طریق هدایت هستند
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 12:9  توسط جواد جوانبخت
|
الهی در عزتم همین بس که تو را بنده ام عامر شعبی گوید : حضرت علی
(ع) بالبداهه نه جمله فرمودند که چشمان بلاغت را خیره کرده اند چه گوهرهای حکمتند
که در این درهای یتیم سفته شدند و عموم ارباب بلاغت نتوانستند جمله ای انشاء کنند
که به اپایه این سخنان باشند.سه تا را در راز و نیاز باشند ، سه دیگر در حکمتو راه
روش خردمندان ، و سه آن در ادب و آمیزش به همنوعان . آن سه که درمناجات
است : الهی در عزتم همین بس که تو را بنده ام ،در سرافرازیم همین بس
که توام پرورنده ای ،تو چنانی که من میخواهم مرا چنان کن که تو می خواهی. آن سه که در حکمت
است : ارزش هر مردی آن باشد که ورا را نیکو سازد، هر که ارزش
خویش دانست از هلاکت به دور است، مرد در
زیر زبان خویش نهفته است . آن سه که درادب است : به هر کس احسان کنی فرمانت پذیرد ، به هرکه نیازمند گردی به بندگیت گیرد ، از هر کس بی نیازی با وی هم ترازی.
ابوایوب انصاری گوید: در
موقع بیماری پیامبر (ص) حضرت فاطمه به عیادت او آمده چون فاطمه بیماری پدر را دید
گریه گلویش را گرفت و اشک به رخسارش روان شد. پیغمبر(ص) به او فرمود: خدا
کره زمین را خوب بازرسی کرده واز همه روی زمین پدرت را برگزیده و سپس نظر دیگری
فرمود و شوهر تو را برگزید و به من وحی فرستاد تا تو را با او تزویج کردم . فاطمه جانم نمیدانی که خدا
برای انکه تو را گرامی داشته باشد تو را به کسی تزویج کرد که هشت خصلت دارد: ایمان به خدا و رسولش، عملش ، حکمتش ،همسرش ، دو شبلش حسن و
حسین ، امر به معروفش ، نهی از منکرش ،قضاوتش از روی کتاب خدا. ای فاطمه ما خاندانی هستیم
که به ما هفت خصلت داده شده که به هیچکس از آنان پیش از ما بودهاند داده نشده است : پیغمبر ما بهترین پیغمبران است و او پدر توست – جانشین او
بهترین اوصیاء هست و او شوهر توست شهید
خاندان ما سید الشهدا است و او حمزء عم پدر توست – از ماست که با دو بال خود در
بهشت پرانست و او جعفر است – از ماست دو سید این امت و آنان دو پسرت هستند . به نقل از : خصال شیخ صدوق
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:42  توسط جواد جوانبخت
|
ابن عباس گوید :روز پنج شنبه بود
درد بر پیامبر شدید شده بود فرمود بیاید برایتان کتاب بنویسم که هرگز پس از آن
گمراه نشوید. عمر گفت : درد بر پیامبرغلبه کرده
است هذیان می گوید شما قرآن دارید قرآن ما را بس است،اهل خانه اختلاف کرده و با هم نزاع کردند.
هنگامی که اختلاف زیاد شد ، حضرت فرمود : بلند شوید و از نز د من بیرون روید ! ابن عباس می گوید : بالاترین مصیبت این بود که نگذاشتند پیامبر (ص) آن
کتاب را برای ایشان بنویسد و به جای اطاعت از آن اختلاف کرده و هیاهو نمودند . این حادثه دردناک بدون شک صحیح است زیرا هم علمای شیعه و سنی در
کتابهایشان نقل کرده اند. حال به نظر شما چه کسانی این تفسیر آیه زیر رانقض کردند وبه پیامبر(ص)تهمت
هذیان زدند. ما تاکم الرسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا آنچه پیامبر به شما دستور می دهد اطاعت کنید و آنچه
را که نهی کند واگزارید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:35  توسط جواد جوانبخت
|
سه چیزپیش
خدا روز قیامت شکایت می کنند: جابر گوید که از رسول(ص) خدا شنیدم که
فرمود:قرآن،مسجد،خانواده پیغمبر. قرآن می گوید مرا تغییر دادند و پاره کردند،مسجد
گوید مرا بیکاره گذاردند و ضایع کردند،خانواده پیغمبر عرض می کنند پروردگارا ما را
کشتند و راندند و آواره کردند. پیغمبر گوید برای احقاق حق اینها زانو میزنم تا
مرتکبین را محاکمه کنم ،خدا می فرماید:به من که سزاوارترم به این
کار. رسول خدا (ص) فرمود: زمین از سه چیز پیش خدا مینالد: خون محترمی که بر روی آن ریخته شود،غسل
از زنا که بر روی آن واقع شود،خوابیدن روی آن پیش از آفتاب زدن . امام جعفر صادق(ع) فرمود: چهار چیز از چهار چیز سیر نشوند:زمین از باران - دانا از دانشمند - چشم
از دیدار - ماده از نر. رسول خدا(ص) فرمود: خداوند از چند چیز چهار را بر گزید:از فرشتگان :جبرئیل،میکائیل،اسرافیل و ملک الموک. از پیغمبران مرسل صاحب شمشیر:ابراهیم ،موسی ،داوود ، مرا - از خانوادها :آدم ،نوح ، خاندان ال عمران ،خاندان
ابراهیم - از شهرها :مکه ، مدینه ،بیت المقدس
،کوفه - از زنان : مریم ،آسیه ،خدیجه ، فاطمه - از اعمال حج : قربانی کردن ، فریاد بلند ، احرام ،
طواف - از ماهها که حرامند : رجب ، شوال ، ذیقعده
، ذیحجه - از روزها : روز جمعه ، روز عرفه ، عید
قربان ، روز ترویه (هشت ذیحجه). امام حسن(ع) فرمود: به نقل از : خصال شیخ صدوق
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:37  توسط جواد جوانبخت
|
در مرحله علی نه چون است نه چند در خانه حق زاده به جانش سوگند بی فرزندی که خانه زادی دارد شک نیست که بایدش به جای فرزند آن دم که وفات پیامبر(ص) فرا رسید فرمود:
برادرم را فرا خوانید .علی را خواستند به او
فرمود: به من نزدیک شو! به وی نزدیک شد و آن
حضرت را بر سینه خود تکیه داد،همچنان با وی سخن می گفت تا اینکه روح پاکش از بدنش
خارج گردید و مقداری از آب دهان آن حضرت بر بدن او ریخت فرمود:
بر درب بهشت نوشته شده:لا اله الا الله ، محمد
رسول الله علی اخی رسول الله. طبرانی در اواسط ، خطیب در المتفق و
المفترق ،و صاحب آنرا در کنزالعمال ، منتخب کنز در حاشیه ص 35 جزء5 مسند احمد و
حاشیه ص 46 از ابن عساکر نقل کرده اند. خداوند درشبی که علی در فراش پیامبر خوابید
به جبرئیل و میکائیل وحی فرمود: من بین شما دو نفر برادری ایجاد کردم و عمر یکی از
شما را طولانی تر ساختم کدامیک از شما حاضر است رفیقش را بر خود در زنده ماندن
مقدم سازد؟ هر دو زنده ماندن خود را انتخاب کردند، خداوند به آنها وحی نمود شما نمی
توانید مثل علی ابن ابیطالب باشید؟ من بین او و محمد برادری قرار دادم ولی او در
فراش محمد (ص) خوابیده تا خود را فدای او سازد و او را در زنده ماندن بر خود مقدم
دارد، هر دو به زمین فرود آئید و علی را از گزند دشمن حفظ کنید. آن دو فرشته نازل
شدند و جبرئیل بالای سرش نشست و میکائیل پائین پایش،جبرئیل ندا میکرد: به به به تو
ای فرزند ابوطالب که خداوند با تو فرشتگان مباهات میکند. و خداوند این آیه را در این مورد نازل کرد: ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله روف بالعباد .و بعضی
از مردم برای درک رضای خدا جان خویشتن را می فروشد. به نقل از : سنن در مسانید،امام فخر رازی در ص 189 جزء26
تفسیر.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:34  توسط جواد جوانبخت
|
حدیثی که امام احمد در جزءاول سند -امام نسائی در حفائص العلویه2-حاکم در جزء 3مستدرک3- ذهبی در تلخیص خود اعتراف به صحت آن نموده است. ابن میمون میگوید:ابن عباس نشسته بود که 9 گروه نزد او آمدند و گفتند ابن عباس یا همراه ما بیا یا اطرافت را خلوت کن که با تو سخنی داریم. ابن عباس گفت همراه شما می آیم ابن میمون میگوید:آنها کناری رفتند و شروع به صحبت کردند ما ندانستیم چه گفتند پس از مدتی ابن عباس آمد و در حالی که لباسش را تکان میداد میگفت اف - تف بدگوئی مردی را میکنند که بیش از ده فضیلت دارد که احدی آنها را ندارد بدگوئی شخصی را میکنند که پیامبر قرمود: کسی را به جنگ خواهم فرستاد که خدا هرگز او را خوار و رسوا نمی کند خدا و رسولش را دوست میدارد خدا و رسولش هم او را دوست میدارند. پیامبر عمر را برای خواندن سوره توبه بر مکیان روانه ساخت ولی علی (ع) را به دنبال او فرستاد که از او بگیرد و فرمود: این سوره را باید مردی ببرد که او از من و من از او باشم . پیامبر در میهمانی که برای عموزادگانش ترتیب داده بود گفت: کدامیک از شما در دنیا و آخرت با من همراهی میکند؟ همه امتناع کردند علی بر خواست و گفت من در دنیا و آخرت همکاری و دوستی با تو خواهم نمود پیامبر (ص) فرمود: تو ولی من در دنیا و آخرت خواهی بود. علی (ع) نخستین کس بود که پس از خدیجه ایمان آورد. پیامبر (ع) عبای خود را بر علی فاطمه حسن حسین (ع) افکند و فرمود: خداوند اراده کرده رجس و ناپاکی را از اهل بیت را بزداید و شما را به خوبی پاکیزه و تطهیر سازد (احزاب آیه 33) علی (ع) جان خود را به خاطر خدا در معرض فروش قرار داد لباس پیامبر (ص) را پوشید و در جای او خوابید و مشرکان به او سنگ میزدند ..... پیامبر (ص) قبل از حرکت برای جنگ تبوک گفت :آیا راضی نیستی که تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی باشی ؟ با این تفاوت که پس از من پیامبری نیست . سزاوار نیست من بروم مگر اینکه تو خلیفه و جانشین من باشی . پیامبر (ص) تمام درهائی را که به مسجد باز میشد مسدود ساخت غیر از خانه علی (ع) و او داخل مسجد میشد و پیامبر (ص) فرمود: هر کس من مولا و سرپرست اویم سرپرست و مولایش علی است .....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 22:56  توسط جواد جوانبخت
|
ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله روف بالعباد:مردم جان خود را در برابر خوشنودی خداوند می فروشند و خدا نسبت به بندگانش مهربان است.(بقره 207) حاکم درص4 جزء3 مستدرک از ابن عباس آورده که: علی جان خویش را به معرض فروش در آورد و لباس پیامبر را به تن پوشید. حاکم تصریح به صحت این حدیث میکند حتی طبق آنچه بخاری و مسلم در صحت حدیث شرط میدانند اگر چه خودشان آنرا نقل نکرده اند و ذهبی در کتاب تلخیص مستدرک به صحت آن اعتراف نموده است الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار سرا و علانیهَ فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون. مومنانی که اموال خویش را شب و روز اشکارا و نهان انفاق میکنند بشارت ده که اجر آنها نزد پروردگارشان محفوظ است ترسی بر آنان نیست و محزون و اندوهگین نخواهند شد.(274بقره) محدثان و مفسران و نویسندگان کتابهای اسباب النزول از ابن عباس نقل کرده اند که این آیه در باره علی(ع) نازل شده است و این در آن هنگام بود که او چهار درهم داشت. یکی از آنها را شب و دیگری را روز سومی را پنهان و چهارمی را آشکارا انفاق کرد. انما
یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراۀ تطهیرا
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:12  توسط جواد جوانبخت
|
درباره امام علی (ع)که حقاو را مرد نامتناهی نامیده و صدای عدالت او راغیر مسلمانان به گوش جهانیان رسانیده مسلم وغیر مسلم شیعه سنی عرب عجم مورخ ادیب روحانی دانشگاهی سخنها بسیارگفته وقلمهازده اند اما زبان حال همه این است:
علی (ع)نخستین مظلوم عالم مصائب دلسوز و ستمهای که بر تو و خاندانت وارد آمد آنقدر دردناک و بزرگ است که بغضها را در سینه حبس میکند واز تالار دلها نوای غم بر می آورد!! اکنون که مانده ایم و دلی خونبار و دیدگانی اشکبار! ما مانده ایم و قلمی ناتوان و لرزان که با اشک و سوز بر رشته رشتهای سطور میدود و اندک اندک خون سیاه و رنگینش گوشه ای از غصه ات را رقم میزند. اشک را با خون دل باید سرشت تا مصیبت های او بتوان سرشت چگونه مردم عهد شکن شایستگی و خصوصیات رهبری خلافت و امامت را همچون:قرابت-اخوت-وصایت – وراثت – شجاعت – سخاوت – حسب – نسب – زهد – علم – سبقت در اسلام – اولین نماز گزار بودن – داستان غدیر و ان همه ویژگی دیگر را فراموش کرده منزلتت را خوار شمرده فریادهای مظلو مانه ات را خاموش کرده و گوشه نشینت کردند!!!-
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 22:21  توسط جواد جوانبخت
|
يا مولا علی (ع)
از فرمایشات حضرت علی (ع) : خردمند به کار خویش تکیه می کند و نادان به آرزوی خویش . برای حق دولتی است همیشگی و برای باطل جولانی کوتاه . چون عقل کامل شود سخن گفتن اندک گردد . بهترین بی نیازی دست رد بر آرزوهاست . حد اعلای خردمندی اعتراف به نادانی است. مؤمن جز به خدای خود امیدوار نیست![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 15:35  توسط جواد جوانبخت
|
يا مولا علی (ع)...
امام علی (ع) فرمودند: همانا ؛ دنیا نهایت دیدگاه کسی است که دیده اش کور است ؛ و از دیدن جز دنیا محجور؛ و انکه بیناست نگاهش از دنیا بگذرد و از پس ان خانه ی اخرت را نگرد . پس بینا ؛ از دنیا رخت بردارد ؛ و نابینا رخت خویش در ان گذارد . بینا از دنیا توشه گیرد ؛ و نایبنا برای دنیا توشه فراهم آرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 15:30  توسط جواد جوانبخت
|
|
|